احمد چوپانی

خانومدگی نامه حافظ شیرازی | روز بزرگداشت حافظ • Ahmad Choopani

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶

خانومدگی نامه حافظ شیرازی | روز بزرگداشت حافظ

دسته بندی : دست نوشته تاریخ : پنج شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶

 

حافظ شیرازی که بود؟

 

خانومدگی نامه و بیوگرافی خواندنی و تکمیل از خواجه شمس الدین حافظ شیرازی

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ هجری قمری – ۷۲۹ هجری قمری)، شاعر بزرگ سده هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از نقل کردوران نامی جهان هست.

 

زیاد‌تر اشعار او غزل هستند که به غزلیات حافظ منطقهت دارند.او از حیاتیترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود.

 

در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه انجام گرفت و نام او به گونه‌ای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت.

 

هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. در ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیده‌اند.

 

 

خانومدگی‌نامه

هشدارات تعدادانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاء الدین نام داشته و مادرش نیز اهل کازرون بوده‌هست.

 

در اشعار او که می‌تواند یگانه منبع موثّق خانومدگی او باانجام گرفت ، اشارات اندکی از خانومدگی شخصی و خصوصی او یافت می‌شود.

با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان هست ، آن هست که او از نظر مالی در خانواده‌ای در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد انجام گرفته‌هست

 

(با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانواده‌های مرفه و بعضاً متوسط جامعه بوده‌هست). در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کـــرده و از همین رو به حافظ ملقب گشته‌هست.

 

در دوران امارت شاه شیخ ابواسحاق به دربار راه پیدا کـــرده و احتمالاً شغل دیوانی پیشه کـــرده‌هست.

شاعری پیشه اصلی او نبوده و امرار معاش او از طریق شغلی دیگر (احتمالاً دیوانی) تأمین می‌انجام گرفته‌هست.

 

 

دیوان حافظ

دیوان حافظ که مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل ، تعداد قصیده ، دو مثنوی ، تعدادین قطعه و تعدادی رباعی هست ؛ تا کنون زیاد از چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون به زبان فارسی و دیگر زبان‌های جهان به‌چاپ رسیده‌هست.

 

شاید تعداد نسخه‌های خطّی ساده یا تذهیب انجام گرفته آن در کتابخانه‌های ایران ، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و حتی کشورهای غربی از هر دیوان فارسی دیگری افزایش باانجام گرفت.

 

غزلیات

حافظ را چیره‌دست‌ترین غزل سرای زبان فارسی دانسته‌اند. موضوع غزل ، وصف معشوق ، می و مغازله ‌هست و غزل‌سرایی را باید هنری ادبی دانست که درخور سرود و غنا و ترانه‌پردازی هست.

 

با آن‌که حافظ غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی را پیوند زده ، نوآوری اصلی او در تک بیت‌های درخشان ، مستقل ، و خوش‌مضمون فراوانی هست که سروده‌هست.

 

هستقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره‌های قرآن تأثیر گرفته‌هست که آن را انقلابی در آفرینش این‌گونه شعر دانسته‌اند.

 

 

ندیدم خوش تر از شعر تو حافظ / به قرآنی که اندر سینه داری

 

 

واژه‌های کلیدی در اشعار حافظ

در دیوان حافظ کلمات و معانی دشوار فراوانی یافت می‌شود که هر یک نقش اساسی و عمده‌ای را در بیان و انتقال پیام‌ها و اندیشه‌های عمیق برعهده دارد.

 

به عنوان نقطه شروع برای آشکار انجام گرفتن و درک این مفاهیم ، ابتدا باید با سیر ورود تدریجی آن‌ها در ادبیات عرفانی که از سده ششم و با آثار سنایی و عطار و دیگران آغاز گردیده آشنا انجام گرفت.

 

از جمله حیاتی‌ترین آن‌ها می‌توان به واژگانی چون “رند” ، “صوفی” و “می” اشاره کـــرد:

 

خدا را کم نشین با خرقه‌پوشان / رخ از «رند»ان بی‌سامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هست / خوشا تایم قبای «می»فروشان
در این «صوفی»وشان دَردی ندیدم / که صافی باد عیش دُردنوشان

 

 

رند

شاید کلمه‌ای دشواریاب‌تر از رند در اشعار حافظ یافت نشود.

کتاب‌های لغت آن ‌را به عنوان زیرک ، بی‌باک ، لاابالی ، و منکر شرح می‌دهند ولی حافظ از همین کلمه بدمعنی

، واژه پربار و شگرفی آفریده‌هست که شاید در دیگر فرهنگ‌ها و در زبان‌های کهن و نوین جهان معادلی نداشته باانجام گرفت.

 

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست / رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

 

 

صوفی

حافظ همواره صوفی را به‌بدی یاد کـــرده و این به سبب ظاهرسازی و ریاکاری صوفیان زمان او می باانجام گرفت.
نقد صوفی نه همه صافی بی غش باانجام گرفت / ای بسا خرقه که مستوجب آتش باانجام گرفت

 

 

فال حافظ

مشهور هست که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت می‌شود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین و یا شب یلدا ، با کتاب حافظ فال می‌گیرند.

 

برای این کار، یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به نیکوی بخواند و یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح نیکو فال می‌گیرد ؛

 

ابتدا نیت می‌کند ، یعنی در دل آرزویی می‌کند ، سپس به طور تصادفی صفحه‌ای را از کتاب حافظ می‌گشاید و با صدای بلند شروع به خواندن می‌کند. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند ،

 

هنگام فال گرفتن فاتحه ای می‌خوانند و سپس کتاب حافظ را می‌بوسند ، آنگاه با ذکر اورادی آن را می‌گشایند و فال خود را می‌خوانند.

 

 

دیشب به‌سیل اشک ره خواب می‌زدم / نقشی به‌یاد خطّ تو بر آب می‌زدم
چشمم به‌روی ساقی و گوشم به‌قول چنگ / فالی به چشم و گوش درین باب می‌زدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت / می‌گفتم این سرود و می ناب می‌زدم
خوش بود تایم حافظ و فالِ مراد و کام / بر نام عمر و دولتِ احباب می‌زدم

 

 

برخی حافظ را «لسان الغیب» می‌گویند. یعنی کسی که از غیب نقل کرد می‌گوید و بر اساس بیتی از شعر حافظ ، او معتقد هست که هیچ‌کس زبان غیب نیست:

 

 

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان / کدام محرم دل ره در این حرم دارد

 

 

یکی از صنایع شعری ایهام هست. بدین معنی که از یک کلمه معانی متفاوتی برداشت می‌شود. ایهام در اشعار حافظ به صورت گسترده مورد هستفاده قرار گرفته هست.

 

همچنین از حیاتی‌ترین خصوصیات شعر حافظ گستردگی مطالب ذکر انجام گرفته در یک غزل اوست ؛ به گونه‌ای که در یک غزل از موضوع‌های فراوانی حرف می‌خانومد. از طرفی هر بیت شعر حافظ نیز به طور مستقل قابل تفسیر هست.

 

این ویژگی‌های شعر حافظ باعث انجام گرفته که هرکس با هر نیتی که دیوان حافظ را بگشاید و غزلی از آن را بخواند در مورد نیت خود کلمه یا جمله‌ای در آن می‌یابد و فرد فکر می‌کند که حافظ نیت او را خوانده و به وی پاسخ داده‌هست

 

غافل از اینکه این ویژگی شعر حافظ هست و در بقیه غزلیات او نیز کلمات یا جملاتی همخوان با نیت صاحب فال وجود دارد.
حافظ زمانی که درمانده می‌شود به فال روی می‌آورد:

 

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش / زده‌ام فالی و فریاد رسی می‌آید

 

 

افکار حافظ

روزگار حافظ ، روزگار زهد فروشی و ریاورزی بوده‌هست. آنان به‌جای آن‌که به‌رهستی آقاان خدا باشند و روندگان راه حقیقت ، اغلب خرقه‌داران و پشمینه‌پوشانی بودند

 

که بویی از عشق نبرده ، به تندخویی منطقهت داشتند و پای از سرای طبیعت بیرون نمی‌نهادند. در برابر صوفی، حافظ از عارف با نیکویی و احترام یادکـــرده هست. او باده نوشی را برتر از زدنبالروشی ریاکاران می‌داند.

 

برخی حافظ را مانند نیچه و گوته فیلسوفی حساس به مسائل وجودی انسان می‌دانند که آزاداندیش ، دروغ ستیز و ضدخرافات هست.

 

 

عشق حافظ

حافظ درباره عشق الهی که موضوع غزل‌های عرفانی اوست ، صحبت می‌کند. در مورد عشق انسانی هم تایمی از معشوقان جسمانی و مادی صحبت می‌کند ،

خاطر نشان می‌کند که عشق وی همچون امری هست که به یک سابقه ازلی ارتباط دارد.

در غزل‌های عرفانی حافظ ، عشق مجازی همچون پرده‌ای به نظر می‌آید که عشق الهی در ورای آن پنهان هست.

 

 

علاقه به شیراز

علاقه و دید حافظ به شیراز از منظر دیوان او و غزلیاتش به نیکوی مشهود هست و این اشارات با رویدادهای تاریخی زمان حافظ تطابق دارد. بنابراین در دیوان حافظ اگر غزلی شیوا و دلپسند خوانده می‌شود ،

 

یقین در خلال ابیات آن رمزآسا و یا آشکارا واقعه‌ای در روانش و در اندیشه اش سیر می‌کند. دلیل که حافظ را نباید یک شاعر ساده اندیش و مبالغه گو به شمار آورد ؛ زیرا وی پیش از اینکه حتی شاعر باانجام گرفت ،

 

به مسائل دینی و فلسفی و عرفانی تکمیلاً آشنایی داشته و بینش وی در منتهای دریافت تأملات و دقایق اجتماعی هست. لذا دید و دلبستگی حافظ به شیراز از دو منظر قابل بررسی هست:

 

یکی مطابقت سروده‌هایش با رخدادهای جامعه که گاهی بر وفق مراد وی هست و دیگر طبیعت متنوع و چهارفصل شیراز در آن برهه از خانومدگی حافظ.

 

حافظ بعد از تحصیلات و کنجکاوی اش در فراگیری علوم زمان به عنفوان جوانی می‌رسد. منطقه شیراز به یُمن دولت شیخ ابواسحاق اینجو ، حکمران فارس ، از امنیت و آرامش تکمیلی برخوردار بود

 

و آقام از جمله حافظ جوان با کمال آسایش و آسودهی روزگار می‌گذرانیدند. اماکن خیر در منطقه ، مساجد ، مدارس و خانقاه ها و املاک فراوانی که بر آن ها وقف کـــرده بودند به‌وفور یافت می‌انجام گرفت.

 

شیخ ابواسحاق پادشاهی آزادی خواه بود که آقام را در آزادی های احتماعی مخیر می‌داشت. شیراز در یک زمینی هموار بنا انجام گرفته بود که دور منطقه بارویی از زمان آل بویه برجا مانده بود.

 

بدین ترتیب حافظ جوان نیز در این جامعه آزاد ، با شعف و مصلحت جویی خانومدگی می‌کـــرد و مسائل سیاسی زمان را به دقت زیر نظر داشت.

 

شیراز که به نقل کرد ابن بطوطه ، بهشت روی زمین به شمار می‌آمد و از هر سو طرب و شادمانی بر آن بارز ، در این روزها شاهد جنب و جوش حافظ جوان بود که هم از ثروت بهره داشت و هم از دانش.

 

او از حافظان قرآن بود و در همین زمان قاریان در منطقه بودند که به آواز خوش قرآن می‌خواندند.

 

 

با یورش محمد مبارزالدین ، حکمران کرمان و یزد ، به منطقه شیراز ، سلطنت ابو اسحاق در هم پیچیده انجام گرفت و این واقعه در شعر حافظ بازتابی تأسف انگیز دارد.

 

دوران بعد از ابو اسحاق ، زمان هستبداد مبارزالدین بود که اشعاری حاکی از خشم حافظ را به دنبال دارد. او پادشاهی تندخو ، ستمکار و متعصب بود ؛

 

به طوری که حافظ اغلب او را «محتسب» می‌نامد و از این که آزادی و امنیت آقام را ضایع کـــرده ، حافظ در اندیشه آزاردادن اوست.

 

از این جهت برخلاف عقیده محتسب به سرودن اشعاری تند به الفاظی از می، میخانه ، باده و مغ می‌پردازد.
حافظ ستم بر هممنطقهیان را برنمی تافت و رندانه در احقاق حق آقام تلاش می‌کـــرد

 

تا اینکه شاه شجاع ، پدر ریاکارش را کور کـــرد و خود به جای او نشست.

 

دوران حکومت شاه شجاع مجدد آزادی و شادمانی آقام را به دنبال داشت و حافظ نیز به مراد دیرینه خود رسید.نکته دوم راجع به علاقه و دید حافظ به شیراز ، طبیعت سرسبز و مناظر بدیع و باغات دلگشای شیراز بود.

 

بهار شیراز و عطر دل انگیز بهار نارنج آن لطف خاصی داشت و درختان سرو که باغ ها را پوشانده بودند و انواع میوه ها که در خاک شیراز پرورش می‌یافت ، دل از بیننده می‌ربود.

 

گردشگاه‌های فراوان که از زمان سعدی نیز باقی مانده بود ، آقام را به طرف خود می‌کشانید. شاعر آرمان طلب شیراز با نگاه تیزبین خود به بهار باصفای منطقهش «نسیم روضه» شیراز را بدرقه راه مسافران می‌کند.

 

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس / نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

 

حافظ شیراز بر خلاف سعدی بزرگوار ، دل از شیراز بر نکند و به سفر طولانی نپرداخت و یا اگر به سفری رفت ، یقین طولانی نبوده‌هست. در مقام مقایسه نیز شیراز را بر منطقه اصفهان رجحان می‌دهد.

 

حافظ عمر خود را در شیراز که از صفا و زیبایی آن منطقه و همچنین گلگشت مصلی و آب رکناباد خوانجام گرفتل بود ، صرف نمود. زیبایی طبیعت و روانی طبع شاعر ، نگرش عمیق او را در محیط پیرامون خود عجین کـــرده بود.

 

لذا با نگاهی دقیق به مجموع غیب‌گویی نکـــرده ، ولی از آن‌جا که به ژرفی و با پرمعنایی زیسته‌هست و چون نقل کرد و شعر خود را از عشق و صدق تعلیم گرفته ، کار بزرگ هنری او آینه‌دار طلعت و طینت فارسی‌زبانان گردیده‌هست.

 

 

مرا تا عشق تعلیم نقل کرد کـــرد / حدیثم نکته هر محفلی بود
مگو دیگر که حافظ نکته‌دان‌ست / که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

 

 

وفات
حافظ در سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت.

 

 

برترین ها

 

فال جالب با حروف الفبا

تعلیم فال ۷ کارتی ورق (پاسور) + تفسیر تکمیل

تعلیم جامع و تکمیل گرفتن فال به وسیله تاس

طالع بینی ایام هفته

تعلیم گرفتن فال پرطرفدار قهوه

فال و طالع بینی زبور